الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )

501

أصول الفقه ( فارسى )

شرعى ثابت شده كه نماز - مثلا - صحتش متوقف بر يكى از طهارات سه‌گانه است و لكن اين توقف ، صرفا بر انجام طهارت به هرگونه كه اتفاق افتاد ، نيست . بلكه متوقف بر اين است كه طهارت به صورت عبادى انجام گيرد يعنى قربتا الى الله انجام شود . پس وضوء عبادى - به عنوان مثال - شرط و مقدمه‌اى است كه صحت نماز برآن متوقف است . و بنابراين ، قبل از فرض تعلّق امر غيرى به وضوء ، بايستى وضو به عنوان عبادت فرض شود . زيرا امر غيرى - به حسب فرض - فقط به وضوء عبادى از آن جهت كه عبادت است تعلق مىگيرد نه به اصل وضو از آن جهت كه وضو است . بنابراين عباديت وضو از امر غيرى ناشى نمىشود تا اشكال شود كه عباديتش با توصليت امر غيرى تناسب ندارد . بلكه عباديت وضو بايستى قبل از تعلّق أمر غيرى به آن ، مىبايست محقّق فرض شود و از همين‌جاست كه استحقاق ثواب برآن صحيح است زيرا فى نفسه ، عبادت است . * * * و لكن از آنچه گفتيم ، اشكال ديگرى پيدا مىشود و آن اين است كه اگر عباديت طهارات ناشى از امر غيرى نباشد ، پس آن امرى كه مصحّح عباديت آنهاست كدام است ؟ و معروف اين است كه نمىتوان عبادتى را عبادت فرض كرد مگر اينكه امرى به آن تعلّق گيرد تا قصد امتثال آن ممكن باشد ، چرا كه قصد امتثال امر در نظر علماء ، مقوّم عباديت عبادت است . و براى طهارت ثلاث ، امر ديگرى به جز امر غيرى وجود ندارد ، پس نهايتا امر براى تصحيح عباديت طهارات ، به امر غيرى برمىگردد . به علاوه محال است كه امر غيرى مصحح عباديت طهارات باشد ، زيرا در اين صورت عباديت طهارات متوقف بر اين است كه امر غيرى سبقت داشته باشد و حال آنكه فرض اين است كه امر غيرى متأخر از فرض عباديت طهارات است ! چرا كه امر غيرى از آن جهت كه آن‌ها عبادتند به آن‌ها تعلّق مىگيرد و در نتيجه لازم مىشود متأخر متقدم باشد و متقدم متأخر باشد و اين خلف و محال است و يا به قولى ، دور است ! ! و از اين شبهه به صورت‌هاى فراوان جواب داده شده است : و بهترين اين جواب‌ها - به نظر من بنا بر اينكه امر غيرى يعنى وجوب مقدمهء واجب ثابت شود و بنا بر اينكه عباديت عبادت تنها از راه قصد امر متعلّق به آن باشد - اين است كه مصحّح عباديّت طهارات ، امر نفسى استحبابىاى است كه به ذات طهارات تعلق مىگيرد و سابق بر امر